به وقتِ نيمه شب هايم :)
زن داداش جانِ مهربان و دوست داشتني ، برايت يك هديه ي عالي آورده يك هديه ي دوست داشتني :) چيزي كه همه ي قسمت هايش را دوست داري ... يك شمعِ گلدان طورِ خوش بو كننده ي قشنگ با فيل هاي سفالي رويش كه اصلاً نميشود برايش اسم گذاشت بس كه همه چي تمام است :D تو كه اسمش را گذاشتي همه چي تمامِ خوشبو :)) مكانش هم روي ميز گوشه ي اتاق است و براي تنها نماندنِ فيل هايش ، فيلي كه پسرعمو جان سوغات آورده بود از هندوستان و تو آن را عاشقي ، نيز كنارش قرار مي گيرد :))) واي كه چه رايحه اي در اتاقت راه افتاده، غير قابل وصف :)))) به راستي كه حس هاي خوب و قشنگ ، نه نوشتني هستند و نه عكس گرفتني ... حس هاي خوب فقط و فقط شُكر كردني اند :) خدايا براي همه ي احوال و احساسِ خوب شُكر ....!